ستادهاى انتخاباتى اصلاح طلبان اين روزها «موج آفرينى»، «تهييج» و «القا» را در دستور کار خود قرار داده اند. اين شيوه تبليغاتى- انتخاباتى که برپايه جلب و جذب آرا پايه ريزى شده، درصدد است که با تزريق هيجانات پرحجم، متوالى و پرفشار، جامعه راى دهندگان را به يک «باور» و« تصميم» رهنمون سازد. مرورى بر جنس فعاليت هاى ميدانى اين جريان، شکل گيرى سناريويى را روايت مى کند که اختلالات تحليلى مخاطب را هدف گرفته است.
به گزارش ايرنا به نقل از روزنامه جوان، اصلاح طلبان مى کوشند تا با خلق يک فضا، زمين بازى را براى مخاطب انتخاب کنند. بر اساس اين الگو کوشش مى شود که با نمادسازى هايى همچون شال، دستبند و روسرى سبز، به راه افتادن يک «جنبش»، يک «حرکت» و يک «اعتراض» درمعرض ديد عموم قرارگيرد.
نکته قابل توجه ديگر در اين سناريو، تلاش براى در«دسترس قرارگرفتن» و« قابل وضوح بودن» اين جريان و نمادهاست. حضور حاملان و عاملان اين نمادها در نقاط مختلف شهر، خودروهاى مزين و مسلح به پرچم هاى سبز، همنشين و قرين با چاپ و توزيع فراوان اقلام تبليغاتى شامل پوستر، بنر و تراکت، در راستاى در معرض ديد بودن و باورپذيرى يک جريان عمومى است.
شگرد ديگر، حضور در فضاى مجازى اعم از سايت ها و وبلاگ ها و نيز برقرارى ارتباطات بينابينى از طريق پيامک براى شبکه سازى است. به اين چارچوب، ارتباطات فردى و چهره به چهره را نيز بايد اضافه کرد.
اين جريان همچنين مى کوشد تا باطرح مباحثى همچون افزايش راى خيره کننده کانديداى خود فضاى روانى براى برترى خود را القا کند و تضعيف روحيه حاميان رقيب را کليد بزند.
موضوع ديگرى که در اين زمينه با اندکى رصد قابل ارزيابى است، طرح مباحث ساختار شکنانه براى ايجاد فضاى دو قطبى است. بى ترديد شکل گيرى اين فضا، زمينه مناسبى را براى بهره گيرى از تکنيک «مظلوم نمايى» فراهم مى سازد.
طرح امکان تقلب در آرا و خدشه در سلامت انتخابات نيز يکى ديگر از اهداف جريان مزبور است. آنها مى خواهند در صورت شکست در انتخابات، فرد منتخب را با شبهات متعددى مواجه ساخته و شرايط عصيانگرى را براى خود شکل دهند.
با توجه به موارد ذکر شده مى توان گفت مجموع فعاليت تبليغاتى- انتخاباتى اين جريان در محورهاى ذيل محصور مى شود:
- شکل دهى به برداشت هاى مخاطبان از طريق کلام و تصوير.
- دستکارى در ادراکات به صورت مواجهه فرد با مسائل جديد که بتواند نگرش ها و باورهاى او را تحت تاثير قرار دهد.
- هدايت رفتارهاى خاص براى رسيدن به اهدف از پيش تعيين شده.
در اين ميان اما چند موضوع موفقيت اين سناريو را با چالش هايى جدى مواجه ساخته است. اين چالش ها عبارتند از:
الف- جريان اصلاحات مى کوشد تا ساختار اجتماعى سنتى جامعه را به فضاى اتوپياى غربى خود بخيه بزند، به اميد زمانى که اين دو با هم جوش خورده و از يک جنس بشوند که البته چنين چيزى حاصل نشدنى است.
بى شک اگر جزاين بود، اين محصول سال 84 بارمى داد.
ب- موج مورد ادعاى جريان دوم خرداد، شرايط افت را تجربه مى کند چرا که پيدايى «آگاهى»، « فوريت بيشتر» براى اقدام، «انتخاب» و نيز « قضاوت» عامه که از شرايط تاثيرپذيرى افکارعمومى است علايمى را مخابره نمى کند.
ج- افکار عمومى هنوز در گيرودار دريافت يک پاسخ به سر مى برد.
منابع مالى جريان اصلاحات هنوز مبهم است. آنان از کمک هاى مردمى سخن به ميان مى آورند اما:
1) اين اقلام تبليغاتى ميلياردى آيا واقعاً ازسوى مردم ساپورت شده است.
2) اگر اين کمک هاى ميلياردى مردمى باشد آن گاه ادعاى کانديداى آنها نادرست خواهد بود که مشکلات اقتصادى مردم را به زانو درآورده است. مردمى که به باور آنها درشرايط بحران اقتصادى به سر مى برند چگونه است که براى تبليغات ميلياردى به نفع يک کانديدا خم به ابرو نمى آورند. البته شايد منظور از مردم، اسپانسرهايى است که از جيب مردم هزينه مى کنند!
د- جريان مزبور سعى دارد به نام گفتمان، مخاطبان را اسير گفته هاى خود کند. در باور آنها جامعه راى دهنده نمى انديشد، نمى گويد، نمى بيند، قضاوت نمى کند و حکم نمى راند مگر با انديشه و زبان و چشم و حکم حاملان گفتمان کانديداى آنان.
اين اما همه ماجرا نيست. قسمت عمده عمليات روانى ذهنى جبهه اصلاحات حول و محور آرايى است که آنها از انباشت آن در سبد خود سخن به ميان مى آورند. تاکيد اين جريان مبنى بر پيروزى در دور اول انتخابات ازيک «خط کشى» انحرافى پرده بر مى دارد که جاى بحث کاملاً دقيقى دارد. برپايه آمار رسمى اى که اعلام شده 46 ميليون و 200 هزارنفر در اين دوره از انتخابات واجد شرايط راى هستند که آناليز جامعه راى دهندگان آن عبارت خواهند بود از:
- جامعه روستايى 15 ميليون و 300 هزارنفر معادل 33درصد از واجدين شرايط
- شهرهاى کوچک 19 ميليون و 600 هزارنفر معادل 2/42درصد
- شهرهاى بزرگ 11ميليون و 260 هزارنفر معادل 24 درصد
حال اگر ميزان مشارکت در دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى 60 درصد لحاظ شود، شرکت 27 ميليون و 700 هزار نفر در انتخابات ثبت خواهد شد که جامعه روستايى با 9 ميليون راى، شهرهاى کوچک با 11ميليون و 800 هزارنفر و شهرهاى بزرگ با 6 ميليون و 700 هزارنفر در انتخابات شرکت خواهند کرد.
با توجه به آمار ارائه شده عملاً مى توان گفت که:
- درشهرهاى بزرگ با توجه به راى سنتى اصولگرايان که کف حداقلى آن 30 درصد است با احتساب رويش ها مى توان سبد راى حداقل 40 تا 50 درصدى را براى کانديداى اصولگرا متصور شد.
- درشهرهاى کوچک و روستا ها نيز با توجه به اذعان گروه هاى دوم خردادى مبنى بر فعاليت هاى دولت نهم در اين بخش ها مى توان حداقل آرايى بين 50 تا 70 درصد را براى کانديداى اصولگرا انتظار کشيد.
بر اين اساس مى توان تاکيد کرد که در شرايط کنونى هيجانات ايجاد شده از سوى جريان اصلاح طلب براى غالب نمايى خود در فضاى انتخابات، بيش از هرچيز ديگرى براى خدشه در نتايج واقعى انتخابات است. آنها علاوه بر ابهام افکنى در فضاى ذهنى مردم، درصدد هستند تا نتايج واقعى انتخابات را از هم اکنون مخدوش جلوه دهند. اقدامى که در انتخابات رياست جمهورى سال 84 نيز اتفاق افتاد و جريان رقيب اصولگرا ضمن ساماندهى يک تبليغات ميدانى پرحجم، درصدد بود تا اين انتخابات حجيم را به واقعيت افکارعمومى تعميم داده وسپس اين گونه نتيجه گيرى کند که پيروز ميدان انتخابات کانديداى با حجم بالاى تبليغات است. اين جريان پيشاپيش از پيروزى در انتخابات سخن به ميان مى آورد و حتى برخى گروه هاى وابسته به آن از وزارت کشور وقت درخواست مجوز براى برگزارى جشن پيروزى در فرداى برگزارى انتخابات کرده بودند!
اين شگرد، در انتخابات سال 88 نيز دقيقاً در حال اجراست اما حقيقت امر اين است تبليغات حجيم و ابهام آفرين و جنجال هاى تبليغاتى به هيچ وجه نمى تواند تصوير درستى از افکار عمومى به دست دهد و اگر اين شاخص مى توانست معيار مناسبى براى گزينش مسؤولان منتخب باشد، اصولاً چه نيازى به راى گيرى آن هم به صورت مخفى بود!
«ميزان راى ملت است»، نه تبليغات گسترده ستادها. هرکانديدايى که بتواند فراتر از تبليغات آراى اکثريت ملت را به خود اختصاص دهد، برگزيده نهايى آزمون ملى 22 خرداد است و تا قبل از آن، ابهام آفرينى درباره نتيجه آرا چيزى جز عمليات روانى نيست.
کد خبر: 1787
فرستنده: خبرگزاری عصر امید
گروه: اخبار مهم