خاتمي در خلوت با شياطين
سردار جوانی : // در فتنه عميق كنوني، يكي از ويژگي هاي جريان نفاق جديد، دورويي آن در قبال نظام ديني، قانون اساسي، ولايت فقيه و آرمان ها حضرت امام خميني (ره) است. اين جريان در حالي كه از لحاظ انديشه در حوزه سياسي از امام (ره) عبور كرده و داراي تفكرات سكولاريستي شده و به دنبال استقرار يك نظام سكولار و لائيك به سبك دمكراسي هاي غربي در ايران مي باشد، در ميان مردم معتقد و وفادار به خط امام (ره) خود را وفادارترين جريان به خط امام (ره) معرفي كرده و جريان مقابل خود را مخالف آن (ره) معرفي مي كند.
قرآن كريم چهره منافقين را با تمامي ويژگي هايشان به گونه اي معرفي مي كند تا مومنين آنان را شناسايي كرده و فريب نخورند. خطر منافقين از كفار بيشتر است و علت در پيچيدگي، چند چهره ا ي و دورويي آنان در برخورد با اهل ايمان است. در سوره بقره آيه 14، يكي از ويژگي هاي منافقين را حضرت حق اينگونه بيان مي دارد:« چون با اهل ايمان برخورد كنند، گويند ما ايمان آورده ايم و با شما هستيم و چون خلوت با شيطان هاي خود كنند، گويند ما باطنا با شمائيم و جز اين نيست كه ما مومنان را استهزاء مي كنيم.» يكي از كار ويژه هاي اصلي جريان نفاق در جامعه ديني و اسلامي ايجاد شبهه و ترديد نسبت به موضوعات مختلف و در نهايت توليد فتنه و گسترش و نهادينه كردن آن است. براي مهار فتنه و جلوگيري از گسترش و عمق يافتن آن، روشنگري و بالا بردن آگاهي ها و قدرت تحليل و درك مردم تنها راه كار و علاج فتنه است. در اين انجام اين حركت افشاگرانه، پرده از چهره نفاق كنار زدن ضرورتي اجتناب ناپذير است. اهميت و ضرورت انجام اين حركت افشاگرانه براي روشنگري آن چنان زياد است كه وقتي منافقين در صدد برآمدند تا پيامبر خدا (ص) را با دورويي و نفاق فريب دهند، خود حضرت حق وارد صحنه شد و بانزول آيات الهي چهره منافقين را افشا كرد. از آن پس يك خوف و وحشت هميشگي بر قلب هاي پر مرض منافقين حاكم گشت و آنان هر لحظه بيم آن داشتند كه آيه اي نازل شود و آنچه در دل دارند و بر پيامبر و مومنين پنهان كردند از سوي خداوند افشا گردد. البته منافقين در برابر افشاگري ها دست به تكذيب مي زنند و اين تكذيب آنان نيز ريشه در همان نفاق و دورويي آنان دارد. اكنون جامعه اسلامي ما با فتنه اي عميق مواجه گشته و در اين شرايط يكي از وظايف اصلي نخبگان و خواص براي عبور دادن كشور و نظام اسلامي از خطر فتنه با كمترين هزينه، روشنگري و بصيرت افزايي با كنار زدن پرده از چهره منافقين جديد است. اگر با فتنه مواجه شديم كه ترديدي در آن وجود ندارد، نسبت به شكل گيري و فعال بودن يك جريان نفاق جديد كه عامل توليد و تعميق اين فتنه است، نبايد ترديد به خود راه دهيم. بايد تلاش كنيم جريان فتنه گر و در واقع جريان نفاق را شناسايي وبه مردم معرفي كنيم. هر چند اين كار، سختي ها به دنبال دارد و كساني كه به روشنگري و افشاگري مي پردازند در معرض تهمت ها و تهديدها از سوي همان جريان نفاق يا هواداران نا آگاه و فريب خورده آنان قرارمي گيرند، لكن ضرورتي اجتناب ناپذير است و به عنوان يك تكليف و وظيفه بر دوش همه مومنين و نيروهاي وفادار به انقلاب و نظام اسلامي مستقر شده و بايد تا رفع فتنه و دفع خطر نفاق به انجام آن همت كنند. در فتنه عميق كنوني، يكي از ويژگي هاي جريان نفاق جديد، دورويي آن در قبال نظام ديني، قانون اساسي، ولايت فقيه و آرمان ها حضرت امام خميني (ره) است. اين جريان در حالي كه از لحاظ انديشه در حوزه سياسي از امام (ره) عبور كرده و داراي تفكرات سكولاريستي شده و به دنبال استقرار يك نظام سكولار و لائيك به سبك دمكراسي هاي غربي در ايران مي باشد، در ميان مردم معتقد و وفادار به خط امام (ره) خود را وفادارترين جريان به خط امام (ره) معرفي كرده و جريان مقابل خود را مخالف آن (ره) معرفي مي كند. شبهه و ترديد از همين جا شكل مي گيرد كه جريان نفاق در حالي كه ديگر هيچ اعتقادي به خط امام (ره) ندارد، خود را خط امام و در مقابل جريان وفادار و معتقد به خط امامي (ره) را به عنوان جريان ضد خط امام (ره) معرفي مي كند. جريان دوم خرداد و احزاب برجسته آن مانند مشاركت، مجاهدين و مجمع روحانيون مبارز در مقطع كنوني چنين رفتاري دارند. تحليل مواضع و رفتار چهره هاي محوري و عناصر اصلي جبهه اصلاحات مبتني بر اطلاعات دقيق و غيرقابل خدشه، نشان مي دهد كه آنان چگونه منافقانه در ايجاد فتنه كنوني ايفاي نقش كرده اند. در اين نوشتار مواضع و رفتار يكي از چهره هاي محوري جبهه مدعي اصلاحات را مرور مي كنيم. مواضعي كه شكل آشكار آن براي مردم مسلمان، مومن، انقلابي و معتقد و وفادار به آرمان هاي حضرت امام (ره)، تفاوت 180 درجه اي با شكل مخفي آن در خلوت با شياطين دارد. به اين مطالب و جملات دقت كنيد: 1- اصلاح طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب ساير تشكل ها بايد با قوت در صحنه حضوريافته و به فعاليت خود ادامه دهند. آنچه در اين ايام رخ داده، دليلي محكم براي حضوري قوي تر در صحنه با شعار اصلاح طلبي، چرا كه ما همه دلبسته انقلاب هستيم نه پشيمان از انقلاب. 2- آنچه موجب مي شود اصلاح طلبان قوي تر از قبل در صحنه بمانند اين است كه امروز مدعيان و احياناً متصديان بي اعتقاد به انقلاب و راه امام (ره) و يا افرادي كه از انقلاب پشيمانند با تمام قوا درصدد نسخ و تحريف انقلابند، اگر چه در ظاهر خود را انقلابي مي دانند. 3- امروز بايد مصمم تر از قبل برخواسته به حق جنبش اصلاح طلبي يعني «تغيير» پاي فشاريم. مراد ما از تغيير، «بازگشت دوباره به اصول قانون اساسي و آرمان هاي امام و انقلاب است.» مطالب مذكور، گزيده هايي از سخنان سيدمحمدخاتمي در جمع اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در موسسه باران به نقل از روزنامه آفتاب يزد مورخ (7/6/1388) مي باشد. در اين سخنراني سيدمحمدخاتمي، ماهيت جنبشي اصلاح طلبي، اسلامخواهي و بازگشت به خط امام (ره) معرفي كرده و حركت هاي اعتراضي آشوب هاي سبز اخير را فريادهايي در همين راستا ارزيابي مي كنند. اين قبيل سخنان و اعلام مواضع از سوي آقاي خاتمي و همفكرانش در حالي انجام مي گيرد كه از زمان به قدرت رسيدن ايشان در خرداد 1376 و شكل گيري جبهه دوم خرداد، اين جريان تمامي تلاش خود را براي سكولاريزه كردن كشور و حذف دين از عرصه سياست كه نقطه مقابل خط امام (ره) مي باشد به كار بست. آنچه مايه تأسف است بر قراري پيوند و ايجاد رابطه با دشمنان انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي براي رسيدن به اهداف پليد و خواسته هاي شوم است. به دنبال حوادث اخير و بازداشت برخي از عوامل اغتشاشات، كيان تاج بخش در اعترافات خود مطلبي را فاش ساخت كه بسياري از دلسوزان انقلاب را به حيرت فرو برد. كيان تاج بخش كه نمايندگي بنياد سوروس در ايران را برعهده داشت و رئيس ستاد خاتمي در خارج از كشور بود، در اعترافات خود، از ملاقات و ديدار محرمانه سيدمحمد خاتمي با «جورج سوروس» پرده برداشت. افشاي اين ديدار آنچنان براي خاتمي و جبهه اصلاحات شكننده بود كه دفتر خاتمي در چهارم شهريور ماه با صدور اطلاعيه اي، ارتباط وي با سوروس را تكذيب كرد. اساساً شگرد جريان دوم خرداد به دنبال پخش اعترافات براي جلوگيري از ايجاد يك فضاي شفاف براي افكار عمومي نسبت به پشت صحنه حوادث و اغتشاشات اين بود كه اعلام نمايند اعترافات تحت فشار بود و هيچ اعتبار و ارزش حقوقي و قضايي ندارد. در اين فضاسازي عليه دادگاه متهمين اغتشاشات، مطلب كيان تاج بخش در خصوص ديدار خاتمي با جورج سورس نيز كم رنگ شد. اما از آنجا كه سنت الهي بر آن است كه بالاخره روزي پرده از واقعيت كنار زده شود، ماجراي ديدار و گفت وگو بين خاتمي و سوروس به گونه اي فاش گرديد كه ديگر امكان تكذيب آن وجود ندارد و اگر هم تكذيب شود، اين تكذيب ارزشي ندارد. اين بار كسي از اين ديدار سخن گفت كه آقايان نمي توانند بگويند اين سخنان در زندان و تحت فشار و شكنجه گفته شده و فاقد اعتبار است. اين بار خود جورج سوروس، با دقت و طي نشستي دو ديدار به يادماندني اش با سيد محمدخاتمي را روايت مي كند. «جورج سوروس» كه با عنوان طراح و حامي مالي انقلاب هاي مخملي در كشورهاي جهان شناخته شده و رياست هيئت مديره موسسه «جامعه باز» (OSI) را بر عهده دارد، طي سخناني در شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) نيويورك و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غير دولتي آمريكا سخنراني كرد و متناسب با موضوع، از ديدار و گفت وگوي خود با سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري سابق ايران مطالبي را بيان داشت. «جورج سوروس» با بياني طنز آلود درخصوص ديدارش با خاتمي مي گويد: من حدود 10 سال در انتظار ديدار آقاي خاتمي بودم و به همين دليل اين ديدار آنچنان براي من جذاب و به ياد ماندني بود كه حتي روز و ساعتش نيز در حافظه ام ثبت شده است.» «جورج سوروس» مهمترين سخنان خاتمي را در آن ديدار در محورهاي زير بدين صورت روايت مي كند: 1- خاتمي به من گفت: «تعارض موجود بين ساختار حقيقي و ساختار حقوقي در ايران، مهم ترين مانع براي پيشرفت و توسعه روابط ايران با غرب است.» 2- خاتمي معتقد بود كه دموكراسي و رواداري دولت با ساختار كنوني يك حكومت مذهبي كه در رأس آن رهبر مذهبي حكمراني مي كند، به دست نمي آيد. 3- خاتمي انتخاب احمدي نژاد را حركتي در جهت تثبيت بيشتر قدرت رهبر مذهبي ايران ارزيابي كرد و معتقد بود كه در دوران احمدي نژاد جامعه مدني تحت فشارهاي بيشتري قرار گرفته است. 4- خاتمي معتقد بود كه در دوره 8 ساله رياست جمهوري خود با هيولاي انسداد سياسي همه روزه دست و پنجه نرم كرده است. 5- خاتمي در اين جلسه به من گفت: «كليد قفل بسته شده سياست در ايران تنها و تنها فشارهاي اجتماعي و كمپين هاي وابسته به جنبش هاي دانشجويي، كارگري و زنان است كه بايد خواسته هاي گروهي و شعار تغيير را از درون دفاتر بسته خود به سطح معابر عمومي منتقل كنند.» «جورج سوروس» پس از روايت گفت وگوهاي خود با سيدمحمدخاتمي به ديدار دوم خودش با وي اشاره كرده و مي گويد: «من مجدداً در سي و هشتمين اجلاس مجمع جهاني اقتصاد داووس در ژانويه 2007 با خاتمي ملاقات كردم كه متوجه شدم، پس از يك سال دغدغه هاي خاتمي راديكال تر شده است.» «سوروس» با اشاره به حوادث پس از انتخابات و آشوب هاي سبز در ايران كه وي نام آن را انقلاب سبز مي نامد مي گويد: «نقش موسساتي جامعه باز در چنين تحولاتي، حداكثر نقش الهام بخش بوده است!» وي در همين رابطه مي گويد: «با حضور رهبران هوشياري چون خاتمي و موسوي، انقلاب سبز ايران پيشرفت هاي اعجاب آوري را در ماه هاي اخير داشته است.» «جورج سوروس» طراح و پشتيبان مالي انقلاب هاي مخملي در جهان، در اين سخنراني ضمن فاش ساختن نقش مداخله جويانه خود در حوادث ايران مي گويد: «اميدوارم با پيشروي انقلاب سبز ايران و همكاري و ارتباط گسترده تر رفرميست هاي ايراني (اصلاح طلبان) با موسسه جامعه باز، ساختاري دموكراتيك را در ايران پايه گذاري نماييم.» آقاي خاتمي، دفتر آقاي خاتمي و همفكران آقاي خاتمي ممكن است براي جلوگيري از آشكار شدن نفاق شان، اين ديدار و اين مطالب رد و بدل شده را از اساس تكذيب كنند. اما آيا كسي اين تكذيب را باور مي كند؟ اي كاش امكان تكذيب و باور اين تكذيب وجود مي داشت و اين لكه ننگ بر پيشاني آقاي خاتمي حك نمي گرديد. چگونه مي توان ديدار آقاي خاتمي با يك صهيونيست آمريكايي ضد اسلام را كه با تمام وجود وارد عرصه مبارزه با اسلام ناب محمدي (ص) و آرمان حضرت امام (ره) شده را تكذيب كرد، در حالي كه «سوروس» خود اين ديدارها و گفت وگوها را روايت مي كند و صدها وهزاران نشانه و شاهد از مواضع و رفتارهاي آقاي خاتمي وجود دارد كه اين نوع ديدارها و گفت گوها را تأييد مي كند. سخني با آقاي خاتمي جناب آقاي خاتمي، اينكه شما از قبل داراي چنين تفكرات (انديشه هاي سكولاريستي و ليبراليستي) بوده ايد يا با گذر زمان دچار تحول فكري و انديشه اي شده و اكنون به چنين باورهايي رسيده ايد به خودتان مربوط است و به قول خودتان جلوي فكر و انديشه را نمي توان گرفت! سخن ما با شما اين است كه چرا منافقانه عمل مي كنيد و آنچه را در دل داريد و در خلوت با شياطين و افراد صهيونيست و ضد اسلام و مسلمانان چون «جورج سوروس» مطرح مي كنيد، همين مطالب را صريح با مردم ايران در ميان نمي گذاريد؟ آقاي خاتمي از چه چيزي وحشت داريد كه سعي مي كنيد افكار و انديشه هاي ليبراليستي خود را از مردم پنهان داريد. آقاي خاتمي به اين سوالات كه در فكر و ذهن ميليون ها ايراني عاشق امام (ره) و دلباخته اسلام و انقلاب اسلامي وجود دارد با صراحت پاسخ دهيد: 1- شما در تاريخ هفتم شهريورماه در جمع اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات هدف از تغيير را بازگشت به خط امام (ره) و آرمان هاي آن عزيز سفر كرده اعلام كرديد و روزنامه هاي همسو با شما به تيتر كردن اين جملات پرداختند. آقاي خاتمي خط امام (ره) با آن دمكراسي كه شما و آقاي سوروس نسبت به آن فهم مشتركي داريد و تلاش مي كنيد با برداشتن موانع سر راه آن را در ايران پياده سازي كنيد چه نسبتي دارد؟ 2- آقاي خاتمي مگر ساختار كنوني حكومت در ايران با رهبري مذهبي كه با نام ولايت فقيه در رأس قرار دارد ميراث گران سنگ حضرت امام (ره) نمي باشد؟ اگر اينگونه است، شما دنبال كدام نوع از دموكراسي هستيد كه در ملاقات با «سوروس صهيونيست» مي گوييد دمكراسي با ساختار حكومت مذهبي كه در رأس آن رهبر مذهبي باشد به دست نمي آيد؟! 3- آقاي خاتمي، شما در دوره هشت ساله به عنوان رئيس جمهور دنبال به دست آوردن چه چيزي بوديد و چه تغييري را در ساختارهاي سياسي ايران مي خواستيد انجام بدهيد كه نتوانستيد و در خلوت با شياطيني چون «سوروس» سفره دل باز كرديد و گفتيد در اين هشت سال همه روزه با هيولاي انسداد سياسي مواجه بوديد؟ 4- آقاي خاتمي، اين آشوب هاي سبز كه شادي دشمنان را به دنبال داشت و امنيت ملي، منافع ملي و وحدت ملي را در معرض تهديد قرار داد، با آن فشارهاي اجتماعي مورد نظر كه براي سوروس به عنوان تنها راه و تنها كليد قفل بسته شده سياسي در ايران در ميان گذاشتيد، چه نسبتي دارد. 5- آقاي خاتمي بين شما و آقايان «سروش» و «نصر» چه شباهت هاي فكري و انديشه اي وجود دارد كه آقاي «سوروس» نام شما را در كنار اين دو نفر قرار داده است؟ آقاي خاتمي افكار و انديشه هاي سروش با خط امام (ره) و اسلام ناب محمدي (ص) چه نسبتي دارد؟ 6- آقاي خاتمي، ماهيت جنبش هاي زنان، دانشجويي و كارگري كه شما دنبال راه انداختن آن براي باز كردن قفل سياسي در ايران هستيد با خط امام (ره) چه نسبتي دارد؟ آيا اين جنبش هاي مورد نظر همان جنبش سبز مورد نظر آقاي موسوي نيست؟ اين جنبس به اصطلاح سبز آشوب آفرين در ماه هاي اخير در كشور با انديشه ها و آرمان هاي حضرت امام (ره) چه نسبتي دارد؟ براي پاسخ به اين سوال حتماً به رفتارهاي هتاكانه و حرمت شكنانه بخش قابل توجهي از اين سبزپوشان در روز قدس توجه كنيد. حتماً شنيده ايد يا فيلم هاي آن را ديده ايد كه اين جمعيت محدود كه شما از آن به عنوان مردم ياد مي كنيد در روز قدس چه نوع رفتارهايي از خود به نمايش گذاشتد. آقاي خاتمي روزه خواري بخش قابل توجهي از اين جمعيت به صورت علني و در ملأ عام و در برابر دوربين هاي محرم و نامحرم با موازين ديني و احكام شرعي چه نسبتي دارد؟ آيا اين رفتار يك مقابله علني با دين مبين اسلام نيست؟ آقاي خاتمي شعار فراگير اين جمعيت سبزپوش يا همان جنبش به اصطلاح كذايي اجتماعي مورد نظر شما و آقاي موسوي كه در روز قدس به نفع اسرائيل سر داده شد، با خط امام (ره) چه نسبتي دارد؟ حتماً شنيده ايد كه اين جمعيت محبوب شما چگونه با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» براي اولين بار بعد از 30 سال راهپيمايي روز قدس، چگونه دل صهيونيست ها را شاد كردند. سوال اين است كه اين نوع شعارها كه حاميان شما سر مي دهند با خط امام (ره) كه شما دم از آن مي زنيد! چه نسبتي دارد؟ آيا اين شعارها را هواداران شما تحت فشار سر داده اند كه مانند اعترافات بگوييد اعتبار ندارد! 7- آقاي خاتمي شما به خوبي مي دانيد كه مردم ايران، مسلمان، مومن و انقلابي هستند و به امام (ره) و افكار و انديشه هاي آن عزيز عشق مي ورزند. چرا در حالي كه از امام (ره) و افكار و انديشه هاي ايشان فاصله گرفته ايد، به صورت منافقانه و با تظاهر به همسويي با امام (ره) دنبال فريب مردم هستيد؟ آيا اين گناه شما قابل بخشش است؟ براي حضرت امام (ره) در روز قيامت چه پاسخي داريد؟ آقاي خاتمي براي اينكه بدانيد در چه مسيري در حال حركت هستيد و اين مسير شما با مسير امام (ره) چقدر فاصله دارد، مجدداً به اين جمله «سوروس» كه شما در خلوتگاه با وي حرف دل زديد توجه كنيد كه مي گويد: «با حضور رهبران هوشياري چون خاتمي و موسوي، انقلاب سبز ايران پيشرفت هاي اعجاب آوري در ماه هاي اخير داشته است.» آقاي خاتمي اين پيشرفت هاي اعجاب آور از نظر شما چيست؟ پيشرفت به سمت كجا و كدامين نقطه هدف انجام شده كه آقاي «جورج سوروس» صهيونيست و ضد اسلام و مخالف سرسخت انقلاب اسلامي و افكار و انديشه هاي حضرت امام خميني (ره) را اينگونه خوشحال كرده است؟ البته خود آقاي «سوروس» سمت سوي اين پيشرفت اعجاب آور را مشخص مي كند. ايشان در قسمت پاياني سخنراني خود براي آينده حركت شما و ديگر اصلاحطلبان تحقق چنين هدفي را آرزو مي كند: «اميدوارم با پيشروي انقلاب سبز و همكاري و ارتباط گسترده تر رفرميست هاي ايراني با موسسه جامعه باز، ساختاري دمكراتيك را در ايران پايه گذاري نماييم.» آقاي خاتمي با صراحت و صادقانه براي يك بار هم كه شده به مردم بگوييد اين ساختار دمكراتيك كه سوروس براي فرجام حركت شما آرزويش را دارد، با ساختار جمهوري اسلامي و نظام ديني با محوريت ولايت فقيه كه حضرت امام(ره) آن را بنيانگذاري كردند، چه نسبتي دارد؟ اگر آن ساختار دمكراتيك موردنظر شما و آقاي «سوروس» و ديگر همفكراشان يك ساختار سكولار و غيرديني است، چرا براي فريب مردم مي گوييد منظور ما از «تغيير»، «بازگشت دوباره به اصول قانون اساسي و آرمان هاي امام انقلاب است؟» آيا اين مواضع و رفتار دوگانه، شما را در رديف منافقين كه خداوند در سوره بقره آيه 41 وصفشان مي كند و مي گويد با مومنان خود را همراه نشان مي دهند و در خلوت با شياطين باطن خود را آشكار كرده و چيز ديگر مي گويند قرار نمي دهد؟ اگر اينگونه است كه هست، بدانيد مردم دل داده امام (ره) اكنون شما را با همان چهره اي كه در خلوت با شياطين نمايان شده مي شناسند و ديگر تظاهر به همراهي و همسويي با امام (ره) در نزد آنان اعتباري ندارد.
نام و نام خانوادگی (الزامی)
پست الکترونیکی (الزامی)
وب سایت
ارسال نظر به این مطلب را از طریق ایمیل به من اطلاع بدهید