آقای سپهری نیا ! ولایت مداران و اصولگرایان استان همگی کفن پوشند
نویسندگان عصر امید، نه تنها با شما ملاقات نکرده اند بلکه با هیچیک از مبلغان و مصوران آشوب ها دیدار نداشته اند
سایت ها و خبرگزاریهائی که این روزها در پی حقیقت و حقیقت گوئی هستند و آرمانهای انقلاب و رهبری را فصل الخطاب خود می دانند ، پیوسته مورد حملات گروهی متحد قرار گرفته اند . گروهی متشکل از همه کسانی که با مردم مشکل دارند. از حملات پیوسته هکرها به سایت های اصولگرا گرفته تا حملات لفظی و بعضا ناسزاهای بچه گانه ، که انسان را یاد بازی های کودکانه می اندازد . یادم هست کوچکترین کودک این بازیها همیشه می باخت و بعد قهر می کرد و با هزاران بهانه و ادا بازی را بر هم می زد. آقای سپهری نیا ! شاید شما تعریف کامل دموکراسی را نمی دانید و یا از یاد برده اید .پس من آنرا برای شما تعریف می کنم : دموکراسی یعنی مشارکت مردم در تعیین سرنوشت فقط 5 کلمه. اما همفکران سبز شما از گوگوش و آن زنیکه «باباکرم دورت بگردم» تا «حمومک مورچه داره» گرفته و «خاطرات شمال محاله یادم بره» بیا تا داریوش معتاد و بنی صدر خانم و بسیاری از نورچشمان که انسان از آوردن اسم آنها شرمش می آید. (مثل شهره خانم آغداشلو و مدونا خواننده و بازیگر مستهجن ) ، بهانه دیگری بجز حق تعیین سرنوشت مردم دارند و آنهم انتقام از مردم و نظام است و شما نمی دانید .... شما ساده هستید و جوان. اما جسارت نمی کنم به حضرتعالی که شما را عضو این کمپین معرفی کنم ، شما خودتان اصرار می کنید که عضو این کمپین باشید . کمپینی که فکرشان خریداری ندارد. سردبیرانی که هفته نامه هایشان در کل در هفته 50 تا هم بفروش نمی رسد . یعنی مردم حاضر نیستند بابت مطالعه عقیده آنها و نوشته هایشان و حداقل عکس و لوگوی بی حال شان 100 تومان بپردازند . برادر عزیز در اثر عدم اقبال مردم به نشریات سبز ، مدیر مسئولانشان مجبور می شوند برای گرفتن آگهی های دولتی در مقابل ارشاد صف بکشند. و برای یک آگهی ربع صفحه ای به جان هم بیافتند. راستی آقای سپهری نیا ! هفته نامه ای که شما سردبیر آن هستید یادم افتاد. مردم در هر هفته برای فکر و عقیده شما چند تومان می پردازند؟ نشریه تان در هفته چند نسخه به فروش می رسد ؟ اندیشه سبز شما چقدر می ارزد ؟ شدیدا منتظر جواب شما برای این سوالم هستم و در صورت عدم جواب ، افکار عمومی را بی جواب نخواهم گذاشت. افکارعمومی انتظارشان از نظام ، دستگیری امثال ........ است . جالب است که شما در شرایطی بدترین تهمتها را در صفحات وبلاگتان به نظام اسلامی می زنید که هرگز بخاطر فکر و اندیشه تان مورد مواخذه قرار نمی گیرید .و این یعنی آزادی مطلق . البته در این نامه بنده به دقت سعی می کنم مطلبی ننویسم که شما آزرده خاطر شوید و کارمان به دادگاه بیافتد . البته که شما قدرتمندید و ما هیچ. آقای سپهری نیا شما قدرتمندید . از زمان انتخابات اعضای ستاد سبز شما استخدام می شوند و ما در پله های دادگاه باید به اتهام نشر اکاذیب در نشریات و سایت هایشان توضیح بدهیم . شما روز بروز موقعیت های خوب شغلی بدست می آورید و ما از دست می دهیم. آری از دست می دهیم . شما در روزهای معروف به تهران ماموریت می روید و ما به بالای کوهها تبعید می شویم. تعجب می کنم از تاخت و تازتان به عصر امید . سایتی که با 500 هزار تومان و با ارزان ترین نرم افزار خریداری شده است و هزینه آنرا مردمی پرداخت کردند که پولهایشان را برای احمدی نژاد نذر کرده بودند. و کامپیوتر این سایت که در حمله هم فکران شما به ستاد احمدی نژاد در خیابان کاشانی نابود شد.از کدام رئیس و نایب رئیس ستاد نوشته اید ؟ قرار بود سایت به چه کسی واگذار شود ؟ آن همکارتان که عصر امید را به شما نشان داده اند ، اطلاعات اشتباهی به شما داده . خودش هم مجبوری به ستاد می آمد و انتخاب وی بعنوان ........ یکی از اشتباهات بزرگ ......... قبلی بود که باید مردم استان ، تاوان عقده گشائی انتخاباتی ایشان را از مردم تحمل کنند. آری شما قدرتمند هستید که از کامپیوتر با کلاس و مدرن ......... ، دنیای اینترنت را می بیند و شاید مطالب وبلاگتان را با همفکری همان همکارتان می نویسید ؟ زیاد آرزوی بسته شدن عصر امید را می کنید .چرا ؟ عصر امید عامل نفاق داخل جریان سبز شده .سبزها ناراحت شده اند که اجتماع تاریخی مردم ارومیه و تبریز و زنجان و اردبیل در حمایت مطلق از نظام و انقلاب اطلاع رسانی شده است. فقط همین. باز هم این مساله را به حساب مظلومیت دولت احمدی نژاد می گذارم . شما گلایه می کنید که عصر امید ، شناسنامه ثبت شده اش را در وزارت ارشاد منتشر نمی کند و شما آنها را نمی شناسید و بعد در همان اراجیف نامه تان ، نسبت به نویسندگان عصر امید می نویسید : «اینان همان تربیت شدگانی هستند که در ناز و نعمت بزرگ شده اند و اگر هم چفیه بسیجی بر گردن انداخته اند و خود را بسیجی قلمداد مینمایند این عنوان را در اردوهای تفریحی و زیارتی و بازدید از مناطق جنگی و یا شرکت در برنامه های تفننی و تفریحی کسب نموده اند. اینان اگر هم خود را بسیجی و مدافع آرمانها میپندارند تربیت شدگان مکانهای نرم و راحتی هستند که حتی یکبار هم تجربه نگهبانی در مناطق جنگی و مکانهای خطرناک را ندارند.» البته آقای سپهری نیا ! این عادت شماست که ندانسته قضاوت می کنید . در مورد انتخابات با شکوه 40 میلیونی هم همین برداشتها را نمودید. در جای دیگری در مورد یکی از نویسندگان عصر امید نوشته اید : « در کدامین پایگاه محله و مسجد در زمانی که منطقه آماج حملات اشرار بود حضور داشتید جواب میدهند من آن زمان بچه ای بیش نبودم . میپرسم چند سال داشتی؟ آیا از حسین فهمیده هم کوچک بودی میگوید : ۱۹ سال داشتم . یا للعجب جوان ۱۹ ساله خود را بچه می پندارد. در مقابل این سؤال من که مگر ۱۹ سال هم بچه میباشد پاسخ میشنوم برادرم آن موقع جبهه بود و از من ساقط شده بود . از فضل پدر تو را چه حاصل؟» آقای سپهری نیا ! بازهم جالب است : نویسندگان عصر امید، در تهران حضور دارند و فقط چند روز تبلیغات انتخابات در ارومیه بودند . نه تنها با شما ملاقات نکرده اند بلکه با هیچیک از مبلغان و مصوران آشوب ها دیدار نداشته اند . آقای سپهری نیا راستی وقتی که اینان در جنگ تیر خوردند شما کجا بودید ؟ برگردیم به دموکراسی این واژه زیبا ! دموکراسی یعنی اینکه در تبلیغاتی آزاد کاندیداها عقاید خویش را تبلیغ کنند و خود را بطور کافی به مردم معرفی کنند. دموکراسی یعنی در انتخاباتی آزاد و سالم مردم به کاندیدای مورد علاقه خود رای دهند. دموکراسی یعنی همه جریانها به منتخب مردم احترام بگذارند و روز فردای انتخابات یک دولت و یک رئیس جمهور باشد. اما آقای سپهری نیا ! شما این را نمی پذیرید. می فرمائید تقلب شده . آیا جنابعالی به یقین رسیده اید ؟ مدارک خود را رو کنید . (اگر داشتید خیلی سریع منتشر می کردید .) منتشر کنید . وگرنه شما به کشور و حکومتتان اهانت کرده اید و اگر دولت مهروز دست به مجازات شما نمی زند ، شما چرا خود را سرزنش نمی کنید ؟ برادر سردبیر ! جمهوری اسلامی ایران هسته ای ، در حال گذر از بحرانهای جهانی و درحال قدرت گیری است . به گفته ریاست محترم جمهور(امروز در بندر عباس) جمهوری اسلامی ایران در 5 سال آینده بعنوان قدرت بلامنازع جهان خواهد بود.مطمئنا در این مسیر دشمنان تمام توان خود را اعم از جنگ سخت و جنگ نرم بکار خواهد گرفت. آیا فکر نمی کنید قهرمانان سبزشما ، در راه انتقام گیری از سطل آشغالهای پایتخت و آتش زدن آنها ، تبدیل به سرباز دشمن شده اند و شما از مبارزه آنها لذت می برید ؟ آیا به تشبیه خودتان با «نقد حاکمیت» می توان اصطکاکی در راه شتاب به سوی قدر گیری نظام ایجاد کرد ؟ البته که نه.
دیماه 1388 - تهران سید حسینی ، مدیر مسئول و صاحب امتیاز عصر امید
نام و نام خانوادگی (الزامی)
پست الکترونیکی (الزامی)
وب سایت
ارسال نظر به این مطلب را از طریق ایمیل به من اطلاع بدهید